Thursday, October 11, 2007




آتاليق


جلد: 1
نویسنده: جعفر شعار
شماره مقاله:48

________________________________________

آتاليق، يا آتالِق، آتاليغ، آتاغليق، واژه‌اي تركي به معني پدري (اُبُوّت)، پدرخواندگي، مربّي و آتابك (تورك لغتي)، مشتق از آتا (پدر) و پسوند مصدري ليق، لقبي رفيع كه در تركستان بر وزيران و بزرگان و بيكها اطلاق مي‌شده است (قاموس تركي). دربارة ريشة تاريخي اين لقب چنين گفته‌اند: در برخي از نواحي قفقاز گاه پدر خانواده فرزند خردسال خويش را به خانواده‌اي ديگر مي‌سپرد تا او را تربيت و سرپرستي كند. رئيس اين خانواده نسبت به اين كودك سمت و عنوان آتاليق مي‌يافت.

آتاليق در ميان اقوام بسيار كهن ترك و طوايف ساكن قفقاز مترادف با اتابك (ه‍ م) به كار مي‌رفته است. اين لقب در سدة 7ق/13م در دوران فرمانروايي اميران ئو شاهان طرخاني منصبي تشكيلاتي به شمار مي‌آمد و در سده‌هاي بعد، از جمله در ميان تيموريان و سلسله‌هاي ترك نژاد هند نيز به كار مي‌رفت (علامي، 3/583). در سده‌هاي اخير اين عنوان در ميان برخي خان‌نشينهاي كوچك ترك آسياي ميانه اهميتي ويژه يافت. آتاليق در ميان اُزبكها سمت مشاورت دولت را داشت و تعداد آتاليقها از سوي خان تعيين مي‌شد (وامبري، 427). در سازمان حكومتي بخارا (از سدة 12ق/18م به بعد) كه عنصر ترك و مغول بر همه چيز برتري داشت، پس از امير كه در رأس همه قرار داشت و در عين حال فرمانده كلّ قوا و شاهزاده و روحاني بزرگ محسوب مي‌شد، منصب آتاليق بلندترين مرتبة لشكري و كشوري بود و در همين خان‌نشين پانزدهمين درجه محسوب مي‌شد كه به كمتر كسي واگذار مي‌شد (سامي، 129ـ130). برخي از آتاليقهاي (مربيانِ) بخارا در ادوار مختلف به ويژه دورة نادرشاه مطيع دولت ايران بودند و از جملة آنان حكيم آتاليق بود (سامي، 7). بنابر يك قاعدة رسمي، كسي جز افراد متعلق به خاندانهاي بزرگ و اصيل نمي‌توانست به اين منصب و چند سمت مشابه آن دست يابد و اين امر منوط به داشتن برليغ (فرمان، خط) و بيليك (نشان، بيگي) بود. اميران بخارا و خيوه در سدة 13ق/19م هنوز اين لقب را به كار مي‌بردند و يعقوب بيگ، امير كاشغر، آتاليق غازي ناميده مي‌شد (تورك لغتي). از مشهورترين آتاليقها (مربيان) غير از آتاليق غازي، خداي نظر آتاليق و حكيم آتاليق را نيز مي‌توان نام برد.

مآخذ: استرابادي، ميرزامهدي، درّة نادره، به كوشش جعفر شهيدي، تهران، انجمن آثار ملي، 1341ش، ص 510، 590؛ اسلام آنسيكلوپديسي؛ تورك لغتي؛ سامي، عبدالرحيم، تاريخ سلاطين منغيتيه، به كوشش ل. م. يپيفانوا، مسكو، نشريات ادبيات شرق، 1962م، متن فارسي و تعليقات روسي آن؛ سرخ افسر، فاضل علي بيك، تاريخ بدخشان، به كوشش بولديرف، لنين‌گراد، 1959م، ص 202؛ علامي، ابوالفضل، اكبرنامه، ترجمة هانري بوريج، لاهور، 1939م؛ قاموس تركي؛ وامبري، آرمينيوس، سياحت درويشي دروغين، ترجمة فتحعلي خواجه نوريان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1337ش.

جعفر شعار

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home